برای مشاهده یافته ها از کلید Enter و برای خروج از کلید Esc استفاده کنید.

یک پرتقال کوکی ؛ نقد و بررسی، داستان و درون‌مایه

در این مطلب از وبسایت اینفوفنگ سراغ نقد و بررسی فیلم یک پرتقال کوکی یا A Clockware Orange رفته‌ایم. شاهکار استنلی کوبریک و جزو عجیب‌ترین فیلم‌های سینما. این فیلم سینمایی را با هم بررسی می‌کنیم.

داستان یک پرتقال کوکی (اگر فیلم را ندیده‌اید نخوانید.)

 الکس به اتفاق سه تا از رفقای هم پالکی خود مولوکو/ شیر می خورند و بعد می روند ولگردی، سر راه یک مست را کتک می زنند، با یک دسته رقیب که به زنی تجاوز می کنند به زد و خورد می پردازند، اتومبیلی را می دزدند، مثل دیوانه ها رانندگی می کنند، به فرانک الکساندر نویسنده حمله می کنند و الکس جلوی چشم او به همسرش تعدی می کند، الکس در حین عمل لنگ و لگد می اندازد، کتک می زند و به آهنگ آواز در باران می خواند و می رقصد، آن ها سپس به میلک بار کورووا باز می گردند. دیر وقت، پس از بازگشت به خانه، الكس ابتدا به دستشویی می رود و سپس با مار دست آموز خود بازیل بازی می کند و در حالی که به سمفونی نهم پرشکوه لودویگ وان بتهوون گوش می دهد، صحنه های جنگ و انفجار و خون آشامان و دار زدن و مرگ و ویرانگری را به تصور در می آورد. فردا صبح الكس – که پسر بچه ای پانزده ساله است . به مدرسه نمی رود و فراش مدرسه برای جویا شدن به خانه شان می آید و به الكس اخطار می دهد. الكس به صفحه فروشی محله می رود و دو دختر را به خانه می آورد. بعد رفقایش جرجی و دیم سهم بیشتری از پول ها می خواهند و جرجی منصب سر دستگی گروه را به چنگ می آورد. الكس صبر می کند و در فرصت مناسب هر دو را کتک می زند و فرمانروایی خود را باز پس می‌گیرد.

دسته به یک مرکز تفریحی حمله می کند و الكس با یک آلت تناسلی مردانه مصنوعی بزرگ کت وومن، را می کشد. در حین خارج شدن، افراد دسته یک بطری را توی صورت الكس خرد و او را رها می کنند تا به چنگ پلیس بیفتد. الكس به چهارده سال زندان محکوم می شود و مدت دو سال است که زیر دست کشیش زندان چاکرانه خدمت می کند. ضمن خواندن انجیل، خود را در قالب ماجراهای کتاب می گذارد . وی آن سرباز رومی است که عیسی مسیح را شلاق می زند، به شیوه اسپارتاکوس می جنگد، با دخترکان بارگاه پایکوبی می کند و از این جور شخصیت‌ها. 

الکس که مترصد خلاصی از زندان است، می پذیرد که به طور آزمایشی تحت شیوه درمانی لودوویکو قرار گیرد به شیوه ای که ظاهرا وی را ظرف دو هفته شفا داده آماده ورود مجدد به عرصه اجتماع می کند. کشیش به او هشدار می دهد: «آدم وقتی نتواند انتخاب کند، دیگر آدم نیست». در بیمارستان به او دارویی تزریق می کنند (سرم ۱۱۴)، و سپس در سالن سینما او را به صندلی می بندند و چشمانش  به زور باز نگه می دارند و در حالی که سمفونی نهم پرشكوه لودویگ وان بخش می شود، او را وامی دارند تا فیلم های پر از خشونت و شرارت را ببیند. پس از دو هفته، صرف فکر کردن به سکس و خشونت و سمفونی نهم، الكس را به حال تشنج می اندازد. الكس را در حضور روزنامه نگاران و اعضای دولت به طور علنی مورد آزمایش قرار می دهند و سپس آزادش می گذارند که برود. پدر و مادرش، که پس از رفتن أو مستأجر خوبی گیرشان آمده، او را طرد می کنند و بیرون می اندازند. فقیر بیچاره های پیر و پاتال او را می زنند ولی دو پلیس نجاتش می دهند، این دو جرجی و دیسم هستند که او را به خارج شهر می برند و کتک می زنند. الكس شلان شلان به نزدیک ترین خانه پناه می برد، که از قضا مسکن همان نویسنده ای ست که وی به زنش تجاوز کرده بود، ولی او را به جا نمی آورند. الکس در حالی که توی وان دراز کشیده، خستگی در می کند و آواز در باران را زمزمه می کند. نویسنده می شنود و یادش می آید، داغش تازه می شود و او را می دزدد.

الکس در اتاقی به صدای سمفونی پرشکوه نهم بیدار و حالش دگرگون می شود. دیگر طاقتش تاق شده، و خود را از پنجره به بیرون پرت می کند. الكس، سراپا پوشیده در گچ، در بیمارستان بستری است. پدر و مادرش پشیمان از بیرون کردن او به دیدارش می آیند. در ضمن، دولت به خاطر این که شیوه درمانی لودوویکو» الکس را به مرز خودکشی کشانده، در معرض انتقاد قرار گرفته و به دردسر افتاده است. دکترها، بدون آن که الكس بویی ببرد، مشغول دستکاری مغزش بوده اند و او را به حال نخست برگردانده اند. وزیر مسئول مربوطه به الكس شغل مناسبی با درآمد خوب پیشنهاد می کند و در یک جلسه مطبوعاتی، جلوی روی عکاسان باهم دست می دهند. الکس به سمفونی نهم گوش می دهد و در فکر ارتباط با یک زن است. دوباره مثل اولش شده است.

ایده های دیداری و جلوه‌های بصری فیلم A Clockware Orange

  • آینه ها (در خانه نویسنده راهرویی پوشیده از آینه است، و در حمام یک آینه است)
  • تقارن (نمای شروع فیلم درباره کتک زدن آدم مست، و بسیاری دیگر)
  • فیلم نوآر اکسپرسیونیسم (کتک زدن آدم مست)
  • دوربین روی دست (موقع هجوم اوباش به خانه نویسنده و حملة الكس به کت وومن)
  • دایره ها (نور لامپ اتاق الكس. قدم زدن زندانی ها گرد مرکز یک دایره)
  • حرکت دوربین به عقب (الكس در فروشگاه در حال رفتن به قسمت فروش صفحه، الكس و دار و دسته اش در حال قدم زدن در کنار دریاچه، جرجی و دیم زمانی که پلیس شده اند در حال راه رفتن در جنگل)
  • زوم اوت (صحنه شروع فیلم با کلوزآپ الکس است که خیره شده و دوربین سپس می آید عقب و ما دار و دسته او را می بینیم که در بار مولوکو می نوشند )
  • تند کردن فیلم (وقتی الکس دوتا دختر را از فروشگاه بر می دارد و به خانه می برد)
  • حرکت آهسته (وقتی الكس جرجی و دیم را توی آب می اندازد و صحنه ای که دست دیم را زخم می زند. صحنه ای که خارج از مرکز تفریحی، دیسم به تلافی بطری مولوگو را توی صورت الكس می کوبد)
  • نقطه دید گذشته از صدای راوی (مرتبا وقایع را از دید الکس می بینیم. مثلا زمانی که وی از پنجره بیرون می پرد، ما هم همراه با او سقوط می کنیم).

ایده های شنیداری فیلم

  • گفتار روی فیلم (در سراسر فیلم الکس با ما حرف میزند)؛ والسا رقص (الكس به آهنگ آواز در باران می خواند و می رقصد و به نویسنده لگد میزند).

درون مایه و نکات مهم از داستان و راویت فیلم

  1. مهربانی با حيوانات (الكس مار دست آموزی به نام بازی دارد. زن توی مرکز ورزشی اش تعداد زیادی گربه نگه می دارد)
  2. جانور درون انسان (مثل اسپارتاکوس و میمون های ۲۰۰۱، الكس هم موقع دعوا دولا شده و چوب دستی در دست گرفته)
  3. خیره شدن چشمان (الكس در صحنه آغاز فیلم با لجاجت به ما خیره شده. الكس به خواننده بار خیره می شود. هنگامی که تحت درمان لودوویکو قرار می گیرد، چشمانش از وحشت خیره شده)
  4. نمایش (الكس عاشق آن است که تماشایش کنند . حالا اگر دارودسته خودش نباشد، اعضای دار التأدیب با خبرنگاران. دعوا با دارودسته رقیب در یک سالن نمایش است. در حین آزار همسر نویسنده، مرد را وامی دارد که تماشا کند، الکس را وامی دارند که فیلم ببیند. بیزاری الکس از سکس و خشونت را جلوی مردم نمایش میدهند)
  5. نقاب / تغییر ظاهر (الكس و دار و دسته اش وقتی به زن و شوهر حمله می کنند نقاب هایی با دماغ های دراز زده اند. وقتی صورت الکس توی بشقاب سوپ می خورد و بعد از آن که نویسنده او را با دارو بیهوش کرده مثل این است که نقاب به چهره زده و حالات چهره نویسنده اغراق آمیز است)
  6. قرن هجدهم (آخر فیلم که الكس دوباره مثل اول شده، مجسم می کند که جلوی جماعتی با لباس های قرن هجدهمی، دارد با زنی در می آمیزد و جمعیت تشویق می کند)
  7. بار (میلک بار کورووا)
  8. آدمک ها (شمایل های زنانه در میلک بار کورووا)
  9. تکنولوژی (روش درمانی لودوویکو و معلول از بیماری پس از حمله الكس، نویسنده را در صندلی چرخدار می بینیم)
  10. اضمحلال جامعه (خیابانها خلوت از آدمی و پر از آت و آشغال است و آسانسورها کار نمی کنند. الک و دار و دسته اش همه جور مجرمی می کنند و به آسانی در می روند)
  11. روابط خانوادگی (پدر و مادر الکس خبر از کارهای او ندارند و توجهی هم به او نمی کنند. هنگامی که اصلاح شد، او را به خانه راه نمی دهند، ولی احساس گناه هم می کنند؟

مضمون نهفته در اثر سینمایی درخشان کوبریک

رک و راست، همه ما، حتی بدترین مان، حق داریم به اراده و اختیار خود عمل کنیم. در این مورد خاص بحث اراده الكس در بین است. الكس آزاد است که دنیا را از دیدگاه خود به ما نشان دهد. در نتیجه صحنه هایی نسبتا عجیب حاصل می شود. مثلا دعوا با دارودسته رقیب به صحنه دعواهای خیالی می ماند، شبيه دعواهای کافه ای که در اغلب وسترن های جان فورد می بینیم – آدمها پرت می شوند در هوا، بطری هاست که بر فرق كله ها داغان می شود، میز و صندلی ها خرد می شوند. رویای همان شب او مؤید این امر است، رویایی که پر از صحنه های خیالی فیلم های وسترن، حادثه ای، خون آشامی و از این قبیل است. الكس حتی هنگام خواندن انجیل در فکر شلاق زدن و سکس و جنگ است. خشونت فوق العاده و صحنه های تهاجمی جنسی فیلم مستقیما برخاسته از ذهن نوجوان الکس است – ذهنی که هنوز آداب و اخلاقیات جامعه ای را که در آن زندگی می کند نیاموخته، بنابراین، چنین به نظر می رسد که «پیام» کوبریک این است که من با چیزهایی که الكس به آنها فکر می کند. موافق نیستم، ولی حق او می دانم که راجع به این چیزها فکر کند.

پس زمینه و بک‌گراند نویسنده و فیلم‌ساز پرتقال کوکی

آنتونی برجس قصد داشت کتابی بنویسد و در آن از تعابیری استفاده کند که به قدر یک پرتقال کوکی عجیب و غریب باشد. بعد برجس به فکر آن همه دار و دسته های نوجوانان اوباش انگلیسی – مثل تدی بوی ها، مادها و راکرها افتاد که در اواخر دهه ۱۹۵۰/ اوایل ۱۹۹۰، کارشان شرارت و زدوخورد باهم در محله ها بود. برجس تصمیم گرفت راجع به آن ها بنویسد. وی زمان داستان را در آینده نزدیک، ۱۹۷۰، قرار داد و آن را به زبان دست نوشت – یک زبان خیالی خیابانی، مشتق از زبان روسی، نوشتن کتاب برای او دشوار بود، چون که در مرکز آن قضایای دست درازی به همسر نویسنده قرار داشت – کتاب بر مبنای هجوم چهار سرباز فراری آمریکایی به همسر برجس طی جنگ جهانی دوم (که منجر به سقط جنین او شد) قرار داشت، این رمان کوتاه که در ۱۹۹۲ نشر یافت، اما موفقیت چندانی به دست نیاورد. این نخستین فیلمنامه ای بود که کوبریک به تنهایی می نوشت و به متن کتاب بسیار نزدیک باقی ماند . در بسیاری موارد کلمه به کلمه. او عناصری را در فیلمنامه تغییر داد . مثلا دخترهایی که الكس از فروشگاه صفحه موسیقی می آورد هم سن خود او هستند، نه مثل کتاب، ولی معنا و مفهوم حفظ شد.

کوبریک نسخه امریکایی رمان را خوانده بود که ویراستار آن فصل آخر را از کتاب حذف کرده بود. در این فصل الكس کم کم به فکر می افتد ازدواج کند و زندگی معمولی را پیش بگیرد و در اجتماع حل شود، درست مثل اغلب طغیانگران جوان. تفسیر برجس: تایید اراده و اختیار تبدیل شده بود به تشویق میل به گناه. فیلم در طول زمستان ۷۱ ۱۹۷۰ با هزینه دو میلیون دلار ساخته شد. قسمت عمده در لوکیشن های واقعی و با استفاده از مدرن ترین معماری انگلیسی فیلم برداری شد و سپس به نحوی دست کاری شد که شبیه محلات کثیف و پست شهر به نظر برسد. برای مک داو طاقت فرساترین صحنه آن جایی بود که او را تحت درمان لودوویکو قرار می دادند: پلک چشم ها را با وسایلی باز نگه داشته بودند، و یک دکتر واقعی) قطره ای در چشم او می ریخت که مرطوب باقی بماند. متعاقب آن قرنیه یکی از چشمانش خراش برداشت و تا چندی موقتا كوز شده بود. وقتی به کار برگشت، کوبریک به شوخی گفت که از این پس در زمان نوشتن صحنه ها هوای چشم سالم مک داول را دارد.

پرتقال کوکی برای دنیا تکان دهنده بود. باب شده بود که به بعضی فیلم های مطرح انگ X بزنند، از جمله کابوی نیمه شب (۱۹۹۹، جان شلزینگر) که جایزه اسکار را برد، سگ های پوشالی (۱۹۷۱، سام پکین پا) و شیاطین (۱۹۷۱، کن راسل). X معمولا نشانه این بود که فیلم محتوای پورنو گرافیک دارد و هیچ جور صلاحیت هنری ندارد. اما این فیلم ها خلاف این نظریه را ثابت کردند؛ اگر چه باید اذعان کرد که در بریتانیا منتقدان از پرتقال کوکی با روی باز استقبال کردند، ولی از سگ های پوشالی بدشان آمد. پس از یک دوره نمایش، کوبریک پرتقال کوکی را در ۱۹۷۶ از بازار انگلستان بیرون کشید و از آن پس تا بعد از فوت کوبریک، فیلم هیچ گاه در آن جا به صورت قانونی نمایش داده نشد. علت چه بود؟ بعد از نمایش فیلم، در موارد متعددی از خشونت سبعانه، برخی مدعی شدند که به تقلید از صحنه های فیلم چنین اعمالی مرتکب شده اند. ادعایی که البته در بی پایه بودنش شکی نیست، زیرا آدم ها از خود اختیار دارند و شخص سالم را چیزی یا کسی مجبور به کاری نمی کند، ولی مطبوعات آن موضوعات را پروبال دادند، گوپسر یک تصمیم گرفت فیلم را از گردش خارج کند تا دیگر کسی آن را (و بالطبع خود وی را به خاطر کاری که نکرده ملامت نکند.)

کوبریک زمانی اظهار داشت که مردم خشونت را دوست دارند، ولی دوست ندارند اقرار کنند که آن را دوست دارند. کار فیلم ساز هالیوودی این است که در فیلم خود صحنه ها را به نحوی بیاراید که خشونت با لایه ای از قند و عسل پوشانده شود تا تماشاگر با اشتهای کامل آن را ببلعد. در پرتقال کوکی کوبریک پنهان نمی کند که الكس خبیث است و از خبیث بودن لذت می برد.

و یک چیز دیگر: چرا کوبریک چنین روابط خوبی با کمپانی برادران وارنر داشت؟ درون کمپانی وارنر نبرد قدرتی در جریان بود و صحنه نبرد نیز استراتژی بازاریابی پرتقال کوکی. پرتقال کوکی فروش خوبی نکرده بود. کوبریک به آنها مستنداتی ارایه داد و درباره مقایسه فروش پرتقال کوکی با فروش ۲۰۰۱ که MGM مجری پخش و فروش آن بود. کوبریک به ایشان گفت که با آن جور که وی می گوید برای فیلم بازاریابی کنند یا در غیر این صورت فیلم را از آنها پس خواهد گرفت. کمپانی وارنر تسلیم شد و از برکت پیروی از دستورالعمل کوبریک، کلی منفعت کرد – با هزینه دو میلیون دلار، کمپانی تا سال ۱۹۷۹ با فروش پرتقال کوکی چهل میلیون دلار در آورد. از آن پس کوبریک – استاد استراتژی – اختیار کامل فیلم های خود را در دست گرفت

میراث کوبریک برای انسان و فیلم‌سازها

الكس حرکت ظفرمندانه میمون ۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی را تکرار می کند. به همین ترتیب، در صحنه فروشگاه صفحه موسیقی در پرتقال کوکی نيز آلبوم موسیقی فیلم ۲۰۰۱ به چشم می خورد. در این فروشگاه جدول ده صفحه پرفروش موسیقی دیده می شود با اسامی گروه هایی مثل Sparks و ۱۷ Heaven – این گروه های واقعی اسم خود را از فیلم گرفته اند.

راجع به این فیلم نظرات مختلفی دارم. طنز هوشمندانه و تلخ روایت، شما را با خود می کشد تا اعمال نفرت انگیز الكس و دار و دسته اش را تماشا کنید. فرد خلاق در این میان الکس است که آثار بتهوون را دوست دارد، و من یاد حرف های موریس می افتم به جانی در قتل: «اغلب با خودم فکر می کردم که تبه کار و هنرمند در چشم مردم یکی هستند. مردم هر دو را تحسین می کنند و مثل قهرمان می پرستند، ولی ته دل شان همیشه می خواهند که در اوج عظمت شاهد نابودی آنها باشند. کوبریک می گفت که الكس برای او یک جور ریچارد سوم است که می توانست با ذکاوت و صداقت خویش روح مردم را تسخیر کند، اما متأسفم که مرا نتوانست تسخیر کند.

پیشنهاد می‌کنیم نقد فیلم سال گذشته در مارین باد از آلن رنه را هم از دست ندهید.