برای مشاهده یافته ها از کلید Enter و برای خروج از کلید Esc استفاده کنید.

فیلم سال گذشته در مارین باد – خلاصه و نقد و بررسی

” سال گذشته در مارین باد” (۱۹۶۱) به کارگردانی آلن رنه “، یکی دیگر از نمونه های با | ارزش سبک اکسپرسیونیسم است که واجد بسیاری از خصوصیات این سبک می باشد. در این مطلب از وبسایت اینفو فنگ سراغ نقد و بررسی فیلم سال گذشته در مارین باد می‌رویم.

نقد و بررسی سال گذشته در مارین باد آلن رنه

فیلم ، جریان طولانی شکل گیری ضمیر بهشیار است و مسائل از دید شخصیت اصلی آن نمایش داده میشود. تزئین داخل هتل به سبک باروک است و حوادثی که در آن اتفاق می افتداز طریق تصورات شخصیت اصلی فیلم شکل میگیرد، از جنبه های اساسی فرم فیلم را تداخل در بخش زمانی مقارن بوجود می آورد. یکی از این دو زمان حال” است که به مدت ۹۳ دقیقه اکثر حوادث فیلم را در طول آن می بینیم، این حوادث در ضمیر بهشیار شخصیت اصلی فیلم که مردیست عاشق تجسم می یابد . سکانسهای فیلم مملو از تصورات ، یادآوریها و فانتزیهای اوست.

ضمیر هشیار در فیلم سینمایی ساخته آلن رنه

هنگامیکه به هتلی در “فردریکزباد” نزدیک میشود ، به بازاندیشی حوادثی می پردازد که در دیدار قبلی اش از این محل در رابطه با یک زن رخ داده بود. مرد ملاقات قبلی اش را با یک زن که سال گذشته در مارین باد پیش از دیدار کنونی اش از “فردریگزباد” بوده است ، به یاد می آورد و یا قسمتی را فانتزی پردازی میکند. در بخش زمانی دیگر ، حوادث درباره زمان حاضر نیستند و در زمان حال رخ نمیدهند ، قسمت اعظمی از مضامین ضمیر بهشیار مرد فقط رجعت به  از صحنه های نمونه زمان حال باید از مقدمه فيلم (مثل حرکت مرد در داخل هتل و توجه و نظر او به کیفیات هتل)، نمای آغاز فیلم (که هتل را از مسافتی دور نشان میدهد ) و نیز سکانسی در شب (که دوربین در میان هتل خالی و باغچه ها “تراک ” مینماید ) نام برد . سایر سکانسها درباره تلاشهای ذهنی مرد عاشق برای بازسازی اتفاقاتی است که احتمالا سال پیش در مارین باد رخ داده است ، تا بدین وسیله احساس گناهش را در مورد شرکت در آن وقایع تسلی بخشد.

ادامه روایت داستان

سکانسهای بعدی از طریق جریان یابی ضمیر بهشیار مرد بنا میگردد و نشانی از محتوای اکسپرسیونیستی آن دارد که از فانتزی ، یادآوری ، کابوس و تفکرات سمبولیک تشکیل میشود .

زن که بوسیله‌ی همسرش تیر خورده است ، هنگامی که در حال سقوط است ، انگشتانش را بر روی لبانش قرار میدهد ، کوئی اشاره مینماید که “ساکت باش” و این اشاره نشانی از رابطه نزدیک ببین بصیرت با آگاهی و ساختمان اساسی به جریان افتاده ضمیر بهشیار مرد عاشق است. در زمان تیراندازی ، مرد عاشق حضور ندارد، لكن تصور می نماید که زن به وی اشاره کرده است که رابطه اشان راحتی در زمان مرگش تیز پنهان نگاهدارد. مرد معتقد است که مسئولیت اش در رابطه با زن ، وی را ملزم میسازد. تا آن را از همسر زن پوشیده بدارد. وی خود را اینگونه فریب میدهد که انتظار قطع شدن راطهاشان را نداشته و از این رو با یادآوری اینگونه کیفیات آزاردهنده درگیری خویش را با این بازی ادامه میدهد .

مرد به یاد می آورد و یا تصور می نماید که با نشستن در پشت میزی حدا از میز زن دررستوران و ترک آن مسز که هنگام آمد شوهر رن ، مسئولینش را در قبال زن انجام داده است (زن با گفتن جمله “اگر دوستم داری ” وی را مجبور به ترک آن محل نمود ). اگر مرد بتواند که خود را متقاعد نماید که تماما مسئول شروع و ادامه روابط عاشقانه با زن نبوده است و نیز اینکه کلیه احتیاط های لازمه را بکار برده است . آنگاه قادر خواهد بود که هدفش را در پذیرش جریان خود آگاهی که بنای فیلم را تشکیل میدهد به انجام رساند و موفق به تطهیر احساس گناه خود در مورد شرکت در مرگ زن شود . “الن رنه ” میگوید که اگر بخواهد فیلمش را در یک کلام خلاصه کند، کلمه، “اغوا ” را بر خواهد گزید.

مرد تعدادی از لحظات ابتدای رابطه اش بازن را در “مارین باد” و نیز حوادثی را که در زمانی نامشخص در “فردریکزاد ” رخ داده به یاد می آورد و باتصور مینماید که حاوی علائمی دال پر تمایل زن برای ادامه روابطشان بوده است . مرد آگاهست که در ماریناد، زن به دلخواه خود در اطاقش را باز گذاشته بود و درواقع به وی اجازه دخول داده بود و گرچه ظاهرا بنظر میرسد که تحاوزی رخ داده است ، این این زن بوده که بعلت علاقه اش وی را به این کار ترغیب نموده است .

از زمانی که مرد خود را در راهروی نورانی و تمیز هتل در “فردریک باد” در حال پیشروی بسوی اطاق و بازوان گشوده زن می یابد. باصدای خشن به شکل یک راوی میگوید : “نه، نه، نه این یک اشتباه است ، اینکار با خشونت نبود … به خاطر بیاور … برای روزهای متوالی، هر شب … تمام اتاق ها شبیه یکدیگرند… ولی آن اتاق برای من شبیه سایر اتاقها نیست … آنجا در دیگری نبود .”

در صحنه ای دیگر ، مرد عاشق اظهار میدارد ” توقصد حدائی داری ، در اتاقت هنوز باز است” وی در صحنه بعدی همچنان قصد دارد تا خود را متقاعد نماید که بیگناه است ، زن تنها روی تخت دراتاقش در هتل نشسته است ، صدای مرد به گوش میرسد که در آن ساعت ، شوهر سر میز قمار بود، من گفته بودم که می آیم ، تو جوابی نداده بودی . هنگامیکه آمدم ، تمام درها را نیمه بار یافتم؛ در آپارتمان را ، در اتاق کوچک نشیمن را ، در اتاق خوابت را – لازم بود فقط فشاری به آنها بدهم تا باز شوند…”

یادآوری گذشته در مارین باد

در بخش دیگری از فیلم ، مرد کوشش مینماید که حوادث را در اتاق خواب زن در مارین باد به یاد آورد ، او در جستجوی نمونه هایی از کارهای زن در اتاق خواب است، آیا او در اتاق را باز گذاشته بود ؟ آیا از سمت چپ یا از راست بر روی تخت خوابیده بود، ؟ چگونه بنظر میر سید ؟ (تصاویر نیز همانگونه که مرد برای به یادآوردنشان تلاش میکند ارزشهائی دارند).

مرد فکر میکند که زن در حامهای شبیه به آنچه به هنگام ورودش به راهروی نورانی و در آغوش گرفتن زن به تن داشت ، بوسیله شوهرش تیر خورده بود. مرد این لباس را اغواکننده میدانست . “رب گریه ” در سناریو ذکر کرده بود که زن باید به شکلی کاملا تحریک کننده ، پس از تیر خوردن بر روی تخت بیافتد و نیمی از لباسش نیز به کناری برود . بنابراین بهشیاری مرد از این صحنه ها در “مارین باد ” به این مسئله اشاره دارد که زن در ابتدای عشق بازی بوده که تیر خورده است،

مرد برای متقاعد کردن خویش در این مسئله که زن نیز در ادامه رابطه ی عاشقانه سهی داشته وی را به گونه ای به یاد می آورد که نشان دهد که زن به وی تمایل داشته لكن احساساتش را از او مخفی میکرده است و بطور مثال این زن بوده که طرح برخورد تصادفی باوی را ریخته بود . در صحنه ای در “فردر کز باد ” که زن با حالتی افسرده و تنها در میان باغچه در حرکت بود، مردبه یاد می آورد که چگونه با هم ملاقات نمودند ، “تواز تلاقی چشمانت بامن خود داری میکردی واین کار را عملا و به وضوح انجام میدادی “. او در سالن هتل، درحالی که مرد وزن در میزهای جداگانه نشسته اند، مرد میگوید “هیچوقت بنظر نمی رسید که تو در پشت ستوئی ، پای مجسمه ای و با نزدیک حوضی منتظر من باشی ، لكن ما در پیچ هرراهی یکدیگر را ملاقات میکردیم ” . ظاهرا زن منزوی بنظر می آمد، لكن همیشه در حال ترتیب دادن ملاقاتشان در “فردریکر باد ” بود، و از این رو، مرد اگر چه به خاطر می آورد که دائما تلاش مینمود که رابطه عاشقانه اشان را در “مارین باد ” به باد زن آورد و در نتیجه خود در جریان دائم رابطه اشان سهیم بوده است ) لكن تصور مینماید یا به خاطر می آورد که زن نیز در ادامه روابطشان نقش داشته است .

مرد مجددا به اغوای خود می پردازد و به یاد می آورد که یک بار تصادفا همسر زن آنها را با | هم در باغ دیده بود (اگر چه او تمام احتیاط های لازم را به کار برده بود) ، زن با گفتن حمله “اگر دوستم داری ” وی را تشویق کرده بود که از روی نرده سنگی عبور نماید ، پس از عبورش از روی نرده صدای بلند بگوش می رسد، کمی بعد، از طریق جریان بهشیاری مرد، ما تردهی شکسته را می بینیم ، مرد خود را متقاعد مینماید که حادثه شکستن نرده باعث شده که همسر زن به وجودوی پی ببرد، علبرغم اینکه بسیار سعی کرده که هنگام فرار دیده نشود .

نقد و درون مایه فیلم یک پرتقال کوکی استنلی کوبریک هم برای شما آماده شده است و پیشنهاد می‌کنیم حتما مطالعه کنید.

پایان‌بندی فیلم

دید مرد از نقش خود و همسر زن در قتل او به وسیله در نمای تیراندازی آشکار می شود ، در اولین نما ، همسر زن به همراه گروهی مرد آماده تیراندازی هستند . در نوبت تیراندازی همسرزن ، او به سوی هدف تیراندازی می کند و با ، هم صدای تیر را می شنویم و هم به هدف خوردش را | مشاهده میکنیم ، از طرف دیگر، به هنگام تیراندازی مرد عاشق ، او فقط به طرف هدف برمیگردد ، لكن موفق به شلیک تیر نمیشود و با صدایی نمی شویم . همچنین ، صحنه ای که همسر زن آماده شلیک است پیوند میشود به صحنه ای که مرد با زن در اتاق خواهند و این صحنه با فریاد زن و صدای شلیک گلوله به پایان می رسد

در مراحل پایانی شکل گیری جریان بهشیاری ، مرد کمی از حوادث فاصله میگیرد ، حوادشی که یک ساعت و نیم هشیاری وی را به خود مشغول داشته بود. مرد ، حوادث را با الگوی دلخواه خود مجسم میکرد و به عبارت دیگر چنان به اغوای خویش پرداخته بود تا زمینه هایی برای تسکین احساس گناهش در مورد قتل زن به وجود آورد . فاصله مرد عاشق را با حوادث گذشته در نمای آخرین فیلم به گونه ای نمادین مشاهده میکنیم ، در این نما برای اولین بار هتل از فاصله ای دور نشان داده میشود. این فیلم از بزرگترین فیلم‌های سینما در سبک خودش شناخته می‌شود و تا کنون نقدهای زیادی روی این فیلم نوشته شده است.